+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 21:27  توسط راز
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 21:0  توسط راز
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 10:22  توسط راز
|
بی تو مهتاب شبی
باز ازان کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم ان عاشق دیوانه که بودم
تقدیم به دوست گلم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 8:43  توسط راز
|
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چوشمع
شب نشین کوی سر بازان ورندانم چوشمع
کوه صبرم نرم شد چون موم از دست غمت
تا دراب و اتش عشقت گدازانم چوشمع
بی جمال عالم ارای تو روز من شب است
با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع
رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد
همچنان در اتش هجر تو سوزانم چو شمع

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 23:29  توسط راز
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 14:40  توسط راز
|