تولدت مبارک


برای روز تولدت
طبقه سوم
اتاق شماره ده
يك بستر، يك زن
يك تابلو روي ديوار
" سكوت "
آسمان گرگ و ميش

يك پنجره نيمه باز

يك سبد ياس سفيد

صداي يك پرواز

فرود يك فرشته

آغاز يك معراج

و شروع يك زندگي

" تولدت مبارك "

از فردا بگو
به سينه طلائی دريا
سفر می کنی بامن ؟
در اولی سحر
قرار ما
سايه ی سيمين ماه
جای دو موج
بستر دريا خالی
دل به آب مي زنی با من ؟
با اولی توفان
صخره
ساحل سکوت به گل نشسته
شور جاری رونده ایم
به سینه ی طلائی موج
بگو !
سفر می کنی با من ؟
شعاع روشنی را ...
به فردا بتابیم .





و امروز دوباره متولد می شوی
و شمعها ، که سهم توست از زندگی
و ستاره هائی که به میهمانی آمده اند
و شکوفه هائی که دوباره خواهند شکفت
و عطری که نصیب پروانه هاست
و تو سهم من از تمام زندگی






هدیه دوعاشق به راز که خدا برامون نگش داره
تقدیم به بانو س.ا
تولّدت مبارک! ای همراه دور!
نظر کن به شب! به سو سوی نور!
از تو من دورم، فرسنگ ها- آری
زاده شد امشب، کوثری جاری
ای بانوی کوثر! درود ِ من بر تو!
لب های خشکم زد، صد بوسه ها بر تو!
در سادگی ها تو، گنجانده ای خود را
مَن بی تو یعنی، بی سادگی تنها !
که شیرینم تویی همزاد ِ باور!
که چندی کرده ام غفلت ز یاور!
تو را مینوشم از جام عطش ها،
تویی سیمین، ز جنس ناب ساغر!
مرا اینگونه باور کن که هستم!
نه آنگونه که در فکر تو هستم!
من از جنس خماری دورم امّا،
ز شمع حوری ام امشب چه مَستم!
برقص در باد اگر بیهوده دِلشادی!
بنال از درد و ار هم غصه ای داری!
ببار از اشک اگر هم گریه ای داری!
شکست بُغضَم! شد اشک از گونه ام جاری!
تولّدت مبارک! ای همراه ِ دور!
نظر کن به شب! به سو سوی نور!
از تو من دورم، فرسنگ ها- آری
زاده شد امشب، کوثری جاری

من خاستم اول از همه یعنی یه ماه زودتر تولد راز رو بهش تبریک بگم
هدیه ندارم بهش بدم ولی این وبلاگ رو اگه قابل دونست
از ما قبول کنه
دوست دارم از طع قلبم
تولدت مبارک
